مرتضى راوندى

495

تاريخ اجتماعى ايران ( فارسي )

پس از پايان دورهء دوم جنگهاى ايران و روسيه ، بار ديگر در خراسان و ديگر نقاط اغتشاشات و انقلاباتى برپا شد و عباس ميرزا مأمور قلع و قمع ياغيان گرديد . پس از مراجعت عباس ميرزا از خراسان ، محمد ميرزا ، پسرش ، به حكومت خراسان برگزيده شد . در اين ايام ، روسها در دربار تهران نفوذى فراوان داشتند و براى اجراى نقشه‌هاى سياسى خود ، فتحعليشاه را به تسخير هرات برانگيختند . شاه نيز با اين پيشنهاد موافقت كرد و محمد ميرزا به محاصرهء اين شهر پرداخت . ولى پيش از آنكه در اين كار توفيقى حاصل كند ، خبر مرگ وليعهد را شنيد ناچار محاصره را شكست ، و به تهران آمد . فتحعليشاه به پاس خدمات عباس ميرزا ، وى را به وليعهدى خود برگزيد و يك سال بعد فتحعليشاه پس از 37 سال سلطنت در سن 68 سالگى درگذشت و محمد ميرزا به پادشاهى رسيد . « 29 » مقايسهء كشوردارى آقا محمد خان با فتحعليشاه آقا محمد خان از بركت كفايت و كاردانى و جرأت و جسارت شخصى ، توانست در يك دورهء بحرانى و پرآشوب ، تاج‌وتخت ايران را به كف آورد . ملكم مىگويد : آقا محمد خان مردى قدرت‌طلب ، لئيم و انتقامجو بود . وى براى اجراى نقشه‌هاى خود قبيلهء قاجار را متحد ساخت و گناهان سران قبيله را بخشود و آنان را ، براى اجراى نقشهء خود ، آماده ساخت . وى با سربازان خود به عدالت رفتار مىكرد ولى با ديگر مردم ظلم و ستمگرى مىنمود . فتحعليشاه در مقايسه با آقا محمد خان مردى عشرت‌طلب و نالايق بود ، از هنر جنگجويى نصيبى نداشت ، با اين حال : در تمام دورهء سلطنت خود پيوسته در حركت و سرگرم كشمكش با مدعيان خصوصى و دشمنان خارجى بود . و با اينكه طبعا به جنگجويى ميل نداشت و عيش و عشرت را بر اين حال ترجيح مىداد ، اوضاع زمان او را به جنگ مجبور مىكرد ، ليكن شاه خود كمتر به ميدان جنگ حاضر مىشد . مخصوصا در جنگهاى با بيگانگان شركت نمىجست و يك‌بار هم كه براى تشويق سپاه به جهاد با روسها به آذربايجان آمد ، همين كه خبر شكستهاى لشكريان وليعهد را شنيد ، به سلطانيه برگشت . بيشتر پيشرفتهايى كه در كارها نصيب فتحعليشاه شد از بركت وجود پسران باكفايت و سرداران لايق اوست ؛ و همين جماعتند كه در مدت 37 سال پادشاهى فتحعليشاه ، مدعيان عديدهء سلطنت را از ميان برداشتند و با وجود سياستهاى دشمنانهء خارجيان و تعرضات ايشان باز ايران را در تحت يك امر و حكومت حفظ كردند . اشتهار مخصوص فتحعليشاه در داخل و خارج ، به علت عياشى شخصى و پولپرستى او و كثرت اولاد و زوجات ، و وضع دربار ، و پاره‌اى حركات ساده‌لوحانهء اوست . اين پادشاه در مدت عمر ، قريب دو هزار فرزند از پسر و دختر و نواده پيدا كرد و در موقع مرگ از او 57 پسر و 46 دختر و 296 نوهء پسرى و 292 نوهء دخترى و 156 متعلقه كه از او فرزند داشته‌اند ، باقى مانده بود . فتحعليشاه به

--> ( 29 ) . همان ، ص 236 به بعد .